به گزارش شهرآرانیوز، در حالی که نگاهها به ساعت دوخته شده و شمارش معکوس برای پایان آتشبس دوهفتهای به لحظات پایانی میرسد، سرتیتر رسانههای جهان بیش از هر چیز بر تحرکات دیپلماتیک تمرکز دارد. همه میخواهند بدانند در نهایت چه کسانی، از سوی ملت ایران و دولت ایالات متحده، پرچمدار مذاکرات خواهند بود. با این حال در پس این تمرکز رسانهای، واقعیتهای میدانی دیگری هم در جریان است؛ واقعیتهایی کمتر دیدهشده، اما سرنوشت ساز. در ۱۳ روز گذشته، ارتش آمریکا یکی از گستردهترین عملیاتهای پشتیبانی لجستیکی در جنگهای معاصر را به اجرا گذاشته و در سوی مقابل، اضلاع مقاومت نیز نشانههایی از بازآرایی و تحرکات متفاوت بروز دادهاند. اکنون هوشمندانه است اگر سؤال کنیم: آیا دوباره جنگ خواهد شد؟ اگر جنگ جدیدی در راه باشد، چه تفاوتهایی با جنگ رمضان خواهد داشت؟
هیچکس نمیداند چه خواهد شد. اگر آتشبس به پایان برسد و تمدید نشود درحالی که مسیر دیپلماسی بسته شده و یا رئیسجمهور ایالات متحده بخواهد برای بار سوم به میز مذاکره شلیک کند، جنگ دوباره آغاز خواهد شد، اما فقط یک حقیقت، محرز و مسلم است؛ بازگشت به جنگ از نقطه صفر نخواهد بود بلکه از «سطحی بالاتر از قبل» از سر گرفته خواهد شد.
سیدعلی میرصالحی کارشناس مسائل استراتژیک در گفتوگو با شهرآرانیوز میگوید: براساس سه مؤلفه میدانی با قطعیت تأیید کرد که اگر جنگی دوباره آغاز شود، با جنگ رمضان تفاوتهای چشمگیر خواهد داشت؛ اولاً تحرکات لجستیکی سنگینی که سنتکام در ۱۳ روز اخیر داشته است، ثانیاً بازآرایی اضلاع مقاومت که با ورود یمن به معادلات میتواند سرنوشت جنگ را بهکلی دگرگون کند و ثالثاً تجربه انباشته دوطرف از جنگ رمضان که ۴۰ روز کاملاً با نقاط ضعف و قوت یکدیگر آشنا شدهاند.
وی میافزاید: میتوان با جزئیات دقیق در این باره سخن گفت، اما آنچه قطعی است، تمرکز طرفین درگیر بر تصمیمگیری سریعتر و ضربات دقیقتر در هر جنگ احتمالی جدید است. به عبارت دیگر، اگر دوباره کار به درگیری مستقیم نظامی بکشد، رقابت اصلی در دکترین «کوتاهتر در زمان، شدیدتر در ضربه» خواهد بود.
در مقام پیشبینی میدانی هر جنگ جدید، کارشناسان مسائل نظامی به سه سناریوی اصلی اشاره دارند:
۱- بازگشت به جنگ محدود (Point War)
در این حالت، دو طرف خود را درگیر یک جنگ فرسایشی میکنند که هدف اصلی آن، «تنبیه و بازدارندگی» است. در واقع، دامنه جنگ و خسارات آن از سوی دوطرف مدیریت خواهد شد و بدیهی است که در این وضعیت، نبرد دریایی متمرکز بر خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز باشد. در این سناریو، حملات بهصورت نقطهای انجام میشود (هدفگیری پایگاهها، مراکز لجستیک و زیرساختهای منتخب)، دو طرف از درگیری مستقیم تمامعیار اجتناب خواهند کرد و موشکهای نقطهزن و پهپادهای انتحاری، میداندار معرکه خواهند بود.
۲- جنگ فشرده در چندجبهه (Multi Fronts War)
در این حالت، دو طرف انگشت بر ماشه برای اقدام جبهه مقابل منتظر میمانند تا درصورت هر خطای محاسباتی، قوای متخاصم با خود را در چندجبهه درگیر کنند. فعالسازی همزمان چندمحور (مثلاً جنوب لبنان، عراق و تنگه بابالمندب)، افزایش شدت آتش در بازه زمانی کوتاه و ورود بازیگران غیردولتی با نقش پررنگ و اثرگذار ازجمله ویژگیهای این سناریو است. اگرچه این حالت میتواند خطر سرریز بحران به کل منطقه را تا حد زیادی افزایش دهد.
۳- نبرد تمامعیار (Total War)
در این حالت، سنتکام با تمام قدرت آتش خود حمله خواهد کرد. آرایش جدید سامانههای تاد و پاتریوت در اردن و کویت تا حد امکان بر ایمن نگاهداشتن اسرائیل متمرکز خواهند بود و ارتش ایالات متحده تلاش خواهد کرد تا پروتکل سرزمین سوخته را از طریق بمباران گسترده و دیوانهوار اجرا کند. پس از این هم سناریوی حمله زمینی محتمل خواهد بود تا تفنگداران آمریکا ابتدا تصرف جزایر و سپس تسخیر سواحل جنوبی کشور را در دستورکار قرار دهند.
بررسی سه سناریوی اصلی درصورت آغاز مجدد درگیریها میتواند بهروشنی ثابت کند که رهاورد جنگ رمضان، تقارن عینی با برتری ایران دارد. ۱۰۰ موج عملیات وعده صادق که در ۴۰ روز جنگ، بیوقفه بر منافع راهبردی ایالات متحده نازل شدند، ابتکارعمل را به شکلی دراختیار ایران قرار دادند که اگر سناریوی اول و دوم محقق شود، دکترین دفاع نامتقارن ایران دوباره میتواند ارتش افسانهای ایالات متحده را بهشکلی فضاحتبار زمینگیر کند. سناریوی سوم یعنی حمله زمینی گسترده نیز با توجه به ابتکار جمهوری اسلامی در ایجاد یک پیوست اجتماعی برای جنگ رمضان میتواند عواقب بهمراتب وخیمتری برای ایالات متحده رقم بزند.
مخلص کلام این است: پایان آتشبس بهمعنای آغاز قطعی جنگ نیست، اما در هرحال اگر آتشبس بدون توافق تمدید نشود، تعیینکنندهترین بازه همان ۶ تا ۷۲ ساعت اولیه خواهد بود؛ زمانی که هر طرف تلاش میکند با یک «ضربه آغازین» ابتکار عمل را در دست بگیرد. در این بازه، الگوی تصمیمگیری بهشدت فشرده میشود و چرخههای «شناسایی، تصمیم، اقدام» به حداقل زمان ممکن کاهش خواهد یافت. نتیجه این وضعیت، احتمال ورود متغیرهای پیشبینینشده به جنگ است تا سرنوشت تقابل نظامی برای جنگافروزان بیش از پیش غافلگیرکننده باشد.